بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

152

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

ليكن اگر هوا سرد باشد به چيزهاى خنك آلايند و ميوه‌هاى خوش‌بوى بسيار در گرد خود چيدن و بوييدن بسى نافع آيد . و با وجود اين تدبير بايد كه از خوردن چيزهاى ترى فزا دور باشند و از گرمابه و جماع و حركت در هواى بيرون و از گرسنگى و از تشنگى و آنچه دل را گرم مىكند حذر كنند و آب سخت سرد خورند و خواب كم كنند و چيزهايى كه مىخورند همه بايد كه جوهر آن نه قبول تعفن كند چون پنير شور با پياز و نان خشكار و پلاو خشك و افشله و مرغ كباب كه ناردان و گشنيز و زيره به درون آن آغشته كرده باشند و امثال اين‌ها . و گوشت كمتر خورند و اگر گوشتى يابند كه حيوان آن از ترياقيات چيزى مىخورده يا خود ترياق بود بهتر باشد . و شيرينى قطعا نبايد چشيدن و از امتلا به حلو دور بايد بودن . حكايت : شخصى در هرات در وقت طاعون عام نقل هواى نتوانست كردن و جمعى تبع داشتندى ، اما وجه معاش او مهيا بود و محله جدا داشت . و درهاى محله خود را سد كرده بود و جدوار غلبه از هند آورده بود ، هر روز از آن دو سه دانگى خوردى و به هريك از تبع خود قدرى خورانيدى و غذاهاى ترش ترياقى و اكثر اوقات نان خشك خوردندى و مداومت بوييدن سركه و پياز نمودندى . قريب چهار ماه از عفونت هوا درگذشت و خلقى بىحد هلاك شدند و هيچ‌يك از ايشان را وحشتى نرسيد . و جدوار و سركه و پياز را در اين باب قوتى تمام است . حكايت : و جمعى كثير در همين و با به طرف قاين كه آنجا هرگز و با نمىشد فرار نمودند و اكثر در راه طاعون برآوردند و هركه به هواى ولايت قاين درآمد نمرد و صحت يافت و آنكه نرسيده بود مرد . و از اين نقل‌ها تاثير ترياقات و نقل هواى قوى مفهوم گردد و عاقل را اين مقدار ايما هادى بود به تدبير اولى و اللّه اعلم بالصواب . و بدان‌كه طريق مراعات هواى گردش و آب گردش چنان باشد كه تن را آنچه توانند از ملاقات هواى غريب حفظ نمايند به لباس‌هاى معتاد تا بخارات تن به هواى درون جامه مختلط گشته ، مضرت آن را لختى بازدارد همچو خلط آب و عادت تن را هم نگاه دارد . و از غذاى معتاد در نگذرد كه تغيير عادت در هوا و آب مختلف بيشتر ضرر كند و غذاى چرب و غليظ نخورند كه آن قبل از عادت به هوا معتاد و غير معتاد را مضر بود . و ترياقات معتاده همواره به دستور حكمت به كار دارند به تخصيص سير و پياز به سركه و غير آن و اگر به ترشىها چون انار و زرشك و دوغ و آبكامه و غيره معتاد بوده باشند بىآن غذا نخورند مگر در موضعى كه هواى آن به غايت نمناك باشد كه آنجا به قدر احتياط كنند و با چاشنى خورند . و از پر خوردن و درهم خوردن حذر كنند كه مضرت اين در آب و هواى گردش بدتر بود و غذاى مسكن خود با آب و غذاى بيگانه و همچنين در هواى ملك بيگانه و آب با غذاى بيگانه در مسكن خود كمتر ضرر كند از غذا و آب بيگانه در ملك بيگانه جهت رفع عادت در اين حال مطلقا . و اگر غذاى معتاد نيابند ، غير معتاد را به تدبير و اندك‌اندك خورند و بر فواكه حلو در آب گردش و اگر چه معتاد باشند جرأت نكند و اگر صبر نتوانند ، مصلح اندكى خورند .